11ماه گذشت........ بعضی ها دلشون شکست...بعضی ها شکوندن....خیلی ها عاشق شدن وخیلی ها تنهان....خیلی ها آمدندگریه کردیم و خندیدیم....زندگی برخلاف آرزو هامون گذشت....تقریبأ 2روز مونده...2روز از همه اون خاطره ها....آرزو دارم نوروزی که پیش رو دارین آغاز روزهای باشه که آرزو دارین......<پیشاپیش نوروز باستان بر شما فرخنده باد> :)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 19:8 توسط رهاسرشار
|
که با ساعت ها تنظیم کرده ایم ! چند ! سال ! چه گونه است که نفرت را ... جزء احساس های اصلی به حساب نمی آورند ! چند سال است که مادرت را کبوتران دست آموزت را و کتاب فارسی اول دبستانت را کنار بوته ی شقایق به مقصد فتح مساحت ذوزنقه ترک گفته یی ؟
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:58 توسط رهاسرشار
|
قاتلین نیز روزی عاشق بوده اند ! گل خریده اند ! سلام گفته اند ! بخشیده اند دل شان به فهم مسئله یی لرزیده است ! به ما خیره نگاه کرده اند ! و گریسته اند ! می بینی چه قدر ساده و سخت است آدمی ! ساده در شباهت و سخت در پیچیدگی ها !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:55 توسط رهاسرشار
|
لحظه ها میگذرد....
آنچه بگذشت ، نمی آید باز
قصه ای هست، که هرگز دیگر
نتوان شد آغاز!
(سهراب سپهری)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:51 توسط رهاسرشار
|
کسانى که دستخطى نامرتب دارند احتمالاً در زندگى بسیار فعال هستند و به همین دلیل برایشان مشکل است که بتوانند ثابت و بى تحرک بمانند و برخى از کارهایشان حساب شده و سنجیده نیست. به همین دلیل گاهى اوقات براى دوستان و افراد خانواده غیرقابل پیش بینى هستند. آزادى شخصیتى براى آن ها خیلى مهم است و اهمیت...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:43 توسط رهاسرشار
|
این آخرین خط دفترسال 91 است هرکسی هرمطلبی میدونه تواین خط
بنویسه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11:34 توسط رهاسرشار
|
سلام به همه با همه حرفایی که همه میزنن میگن رشته مااشباع شده ولی چون ما علوم پایه هستیم همه علوم به مانیازدارن پس ما ناامیدنمیشیم انگیزمون رو از دست نمی دیم و به همه نشون میدیم که اگر ما ها نباشیم بقیه هم نیستن!!!